رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

نگرانم نگران

1393/5/19 9:34
نویسنده : رومینا
248 بازدید
اشتراک گذاری

دریخچال را باز می کنم مثل همیشه. بطری شیر را برمی دارم. پسر دوساله ام  پشت میز منتظر نشسته تا شیر و کیک عصرانه اش را بخورد ؛ باز هم مثل همیشه. لیوان  نی دارش را از کابینت سوم برمی دارم ؛ همان جای همیشگی. 
بطری شیر هنوز توی دستم است. اما این وسط یک چیز مثل همیشه نیست. تا همین دیروز لیوان را لب به لب پرمی کردم از شیر سفید رنگ توی بطری و وقتیپسرک با بی میلی میخورد  اصرار زیادی داشتم که  همه شیر رو بخوره . بعد با دستمال خط سفیدی که روی لب بالایی اش نشسته بود را پاک می کردم. با هرلیوان شیری که می خورد توی جدول شیر که روی یخچال زده بودم یک تیک سبز رنگ می گرفت و این یعنی یک قدم به جایزه آخرهفته اش نزدیک تر می شد.
اما از وقتی خبر " استفاده از افزودنی های غیرمجاز در تولید شیر و لبنیات پرچرب را خوانده ام دستم به شیر دادن به پسرکم  نمی رود. مدام به همه بطری های شیری فکر می کنم در این دو، سال یعنی درست از وقتی که دکترش اجازه استفاده از لبنیات را به او داد، هر روز خریدم و با هزار ترفند مادرانه برای رشد و قدکشیدن و سلامتی اش به او خوراندم؛ همه آن بطری های خالی شیر انگار جلوی چشمم رژه می روند. می نشینم روی صندلی آشپزخانه. 
چشم هایم نوشته های ریز روی بطری شیر را می خواند ؛ " تهیه شده از شیر تازه گاو- پاستوریزه و هموژنیزه- چربی 3.2 گرم درصد. در یخچال نگهداری شود. " 
اینجا روی بطری شیرپرچرب خبری از روغن پالم نیست. اما صفحه 6 روزنامه همشهری هنوز روی میز باز است. تیتر درشتی بین همه خبرها توی چشم می زند:" تهدید سلامت قلب با روغن پالم"
اعتراف می کنم تا قبل از این اسم روغن پالم را هم نشنیده بودم ؛ اما حالا می دانم که" این روغن تری گلیسیریدهایی دارد که نه تنها برای بدن فایده ندارند که برای قلب و عروق خطرناکند!"
بطری شیر هنوز توی دستم است؛ علامت استاندارد روی بطری بزرگتر از همیشه به نظر می رسد؛ بطری را خالی می کنم توی سینک ظرفشویی .طالبی کوچکی را از جامیوه ای یخچال در می اورم. مخلوط کن را به برق می زنم و با صدای بلند می گویم:" مامان جان... امروز آب طالبی بخور!" 
پسرکم  با تعجب نگاه می کند . این اولین باری است که می بیند مادرش اصراری به شیر خوردن او ندارد. شیری که قرار بوده او را قوی و بزرگ کند؛ قوی تر و بزرگتر از همه بچه ها برای پسرم  تا حالا شیر مثل یک ماده جادویی بوده؛ مثل اسفناجی که ملوان زبل می خورد و قوی می شد؛ یا عسل خوشمزه بامزی . حالا تعجب می کند که مادرش بی خیال روزی چهار لیوان شیر همیشگی او شده.
طالبی های برش خورده توی مخلوط کن می چرخند. سرم گیج می رود.دلم برای خودم می سوزد.برای خودم و بقیه مادرها...فکر می کنم چند مادر حال من را دارند؟! چند مادر سرگردان مانده اند بین مصرف کردن یا مصرف نکردن شیر؟ اصلا چند مادر این خبر را خوانده اند؟!
گوشی تلفن همراهم را برمی دارم به همسرم پیامک می دهم:" سر راه شیر  کیلویی بخر .

دوستان دارم دیونه میشم گریه یه استرس بد یه عذاب وجدان  وجودم رو گرفته. ولی یه جورایی دارم خودم  رو  اروم میکنم اینکه هفته ایی 3 روز از شیر محلی استفاده   میکردم ولی خواب  شیر پر چرب هم  مهمون خونمون بود . نه تنها شیر بلکه  روغن هایی که استفاده میکنیم و خیلی چیزهای دیگه . از امروز هم روغن  مهمون سطل زباله خونمون شد . و از روغن کنجد و .... استفاده میکنم هر چند از روغن محلی خوشم نمیاد ولی برای سلامتی فرزندم  استفاده میکنم . .. 

پسندها (3)

نظرات (7)

معصومه
19 مرداد 93 11:04
عزیزم من مامان حسینم..آره راس میگم آدرس و اشتباه تایپ کرده بودم جا افتادگی داشت..فک کنم الان درس تایپ کردم..حقم داری کم بهت سر میزنم کلا این روزا کمتر میام نت تا بیشتر با حسین باشم.. واقعا نگران کننده اس این موضوع..باید بیشتر درموردش بدونم ممنون عزیزم..
رومینا
پاسخ
مه عزیز خواهش میکنم الان مهمترین چیز فقط حسین جون هست میام پیشت
زندگی از آ...تا...ی
19 مرداد 93 11:11
به تازگی بخش مشاوره خانواده سایت زندگی از آ...تا...ی راه اندازی شده است. شما عزیران می توانید سوالات و مشکلات خانوادگی و زناشویی خود را در قسمت نظرات مطرح کنید تا توسط کارشناسان مشاوره سایت پاسخ داده شود.
شکوفه، مامان مانی و پانی
19 مرداد 93 12:05
سلام عزیزم. واقعا متاسفم از این وضع. منم دقیقا همین حسو دارم. هم خودم و هم مانی خیلی شیر میخوردیم. الان نمیدونم چیکار کنم )-:
رومینا
پاسخ
مامان مهراد
19 مرداد 93 12:28
رومینا جون واقعا راست میگی من هم خیلی نگرانم...... من هم یه حس عذاب وجدان دارم . خدایا ما چی کار کنیم که میخوایم بچه هامون سالم باشن..... پارازیت ها رو چیکار کنیم. مرغهای هورمونی. میوه های گل خونه ای و سم زده.سبزیجات آب فاضلاب خورده. روغن های خراب.آنتن موبایل و دکل برق و ... حالا بماند ظروف یکبار مصرف و نچسب و فست فود و نوشابه و چیبس و محصولات کارخانه ای دارای مواد نگه دارنده و غیره
رومینا
پاسخ
مهری جون اصلا حواسم به پارازیت نبود راست میگی اینم از همه مهمتره . دیگه چی کنیم .
عاطفه مامان ستیا
19 مرداد 93 15:37
منم این مطلب رو تو روزنامه خوندم و واااااااااقعا ناراحت شدم نمیدونم تو این دوره زمونه دیگه به چی میشه اعتماد کرد ما هم خیلی وقته از روغن ذرت استفاده میکنیم هرچند معلوم نیست چند وقته دیگه راجع به این چی میگن؟
رومینا
پاسخ
عاطفه جون به خدا دیگه روغن ها هم افتضاح شدن دیروز داشتم هود رو تمیز میکردم دیدم مثل سنگ یه چیزهایی چسبیده دیدم روغن سرخ کردنی هست گفتم یعنی تو دل روده های ما هم یجوریه
مامان گل پسر
19 مرداد 93 17:06
متاسفانه وضع ما هم همینه!!!! از کجا معلوم که بقیه چیزهایی که می خریم و میخوریم بدتر از روغن پالم نباشه!!! یکی از خواهرهام حساسه، حتی آرد بسته بندی و نون نونوایی رو نمیخوره، کلی دلیل موجه میاره.. از یه جا گندم دیم میخره و میده آسیاب و خودش نون درست میکنه.. خیلی از چایی ها رو نمیخوره، هر وقت میریم خونش کلی نصیحتم میکنه که مثلا این مرغ ها رو نخور و به بچه هات نده و ... پارسال روی گوشی پسرم یه فایل ریخت و گفت هر وقت فرصت کردی گوش کن تا بیشتر حواست به چیزایی که میخوری باشه.. حتی در مورد آب معدنی هم یه تذکراتی میده!!! پریشب حرفای معاون وزیر رو شنیدیم، واسه همین دیروز با روغن زرد (کیلویی 120 هزار تومان) غذا پختم و اصلا بهمون نچسبید.. آخرش گفتیم بی خیال.. اگه اینجوری پیش بریم از خیلی لذت ها محروم میشیم البته روغن کنجد خوبه، هم خوشمزه ست، هم سالمه، خیلی هم گرون نیست (البته ما فقط واسه گل پسر میخریم) به شوهرم میگم حالا باید یه برنامه بریزیم و یه جاهایی صرفه جویی کنیم و روغن کنجد رو جایگزین روغن سرخ کردنی و پخت و پز کنیم.. شوهرم میگه ایشاالله که اون دیگه چیزی توش نباشه و واقعا روغن کنجد باشه..
رومینا
پاسخ
مامان ساتیار واقعا با حرفت موافقم . اصلا نمیدونم چی کنم به احسان میگم بیا بریم تو روستا زندگی کنیم 4 تا بز و گوسفند میگیریم خودمون شیر و پنیر میزنیم یه گاری هم میگیریم میشه وسیله حمل و نقلمون به خدا دیگه دیونه شدم از بس که میشنوم این رو نخورید ضرر داره اون رو نخورید . اون از اون مرغ ها مزه اب میده . میوه ها که که مزه خیار میده خوش به حال خواهرت به خدا کار درست رو انجام میده ما ها اشتباه میکینم .
الهه مامان مبین
19 مرداد 93 18:01
وای رومینا منم امروز از اخبار شبکه منو و تو شنیدم . خیلی نگران کننده ست
رومینا
پاسخ
هر روز یه چیزی. صبح زود شنیدم سقوط هواپیما از اون طرف این نگرانی دارم دیونه میشم همش اخبار بد میشنوم کی میشه که همه چیز خوشحالی باشه از اون طرف گروه داعش از اون طرف غره . خسته شدم مغزم دارم میترکه